خیلی وقته نیومدم :) دو یا سه مرتبه اومدم بنویسم اما پشیمون شدم دیگه ننوشتم اتفاقای خیلی عجیبی افتاده هم خوب هم بد
فکر کنم گم شدم به قول مجتبی شکوری ولی هنوز پیدا نشدم چند تا 1 1 دارم یکیش محکم گرفتم و فعلا امن نگهم داشته چندتای طنابای نجاتم از بس ازشون استفاده نکردم داره میپوسه ولی شاید دوباره مثل سابق محکم بشه و منو از خطر حفظ کنه ولی گرفتنش و اطمینان داشتن بهش پر از استرس و نگرانی ولی خب تجربه میشه یا نجاتم میده و تا اخرین لحظه هست یا پوسیدگیش بیشتر میشه و منو میندازه ولی هر دو صورتش تجربه است و کمک به محکم شدن من اینم میدونم :)
اما یه طناب هست که همیشه محکم و اخ هم نگفته بعضی اوقات استفاده میکنم بعضی اوقات نه همیشه هم هست اما این روزا خیلی دست نخورده تر شد اینقدر درگیر طنابای جدید شدم و اومدم اینور تر از اون طناب دور شدم دلم براش تنگ خیلی ......
برچسب:
نویسنده: آریا صفری